![]() |
![]() |
|
| SALLAM |
|
سلام وبلاگم دلم واست تنگ شده بود امشب فقط امدم سراغت تا حذفت نکنن
فکر نمی کردم هنوز باشی .بازم بهت سر میزنم خیلی زود . عاشق رنگ سیاهم. |
|
+ نوشته شده در
87/05/27 توسط آنا
|
|
... نمیدونم شاید منتظری من حرف بزنم ولی اونی که باید حرف بزنه تویی نه من |
|
+ نوشته شده در
86/12/26 توسط آنا
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/12/24 توسط آنا
|
|
از قالب ۲ تا لینک آخر خوشم نمیاد مخصوصا آخری ولی مطالب جالبی دارن |
|
+ نوشته شده در
86/12/19 توسط آنا
|
|
برگشتم خونه و با کمال میل به همراه خانواده رفتیم از بیرون دیوارهای خونمونم گرفتیم داریم می تکونیمش.روزهای باحالیه هر چند با وجود مامان گلم ما سالی چند بار در حال تکوندن خونمون هستیم و لی این وقت از سال ۱ حل دیگه داره .این وقت از سالو دوست دارم هر چند یه حس غریبی هم همیشه همراش دارم.
مامان تو هم از اون مامانی هاست که با وجود اینکه کمکی میگیره بازم خودش پشت سرش راه میره و دوباره تمیز کاری میکنه چند تا مطالب قبلیمو فرستادم تو ادامه مطلب باید به جای پ ن ۱ چیزه دیگه پیدا کنم
|
|
+ نوشته شده در
86/12/19 توسط آنا
|
|
این دیگه آخرین اتفاقیه که از ۲ ماه گذشته مینویسم چون دیگه باید بخوابم فردا دارم میرم ۱ سفر ۲ هفته ای تهران. اتفاقای زیادی واسم افتاده دوست دارم حتما چند تا دیگشو اینجا بنویسم ولی الانه دیگه نمیشه. ۱۰ روزی با چند نفر رفتم استان چهار محال و بختیاری.بیشتر مواقع تابستون رفتم این دومین بار بود که فصل برف و سرما اونجا بودم. راستی گفتم برفو سرما خدایش امسال عجب زمستونی بود و هست البته اینجا که فقط سرما بود امسال بارون هم خیلی کم داشتیم همه جا برف اومد به غیر از اینجا فکر کنم سطح خورشیدم چند سانتی برف نشست ولی اینجا نه. رفتیم شهرکرد -مرکز استان ـ یکجایی رفتیم به اسم کوهرنگ پیست اسکی داره رفتیم سامان خلاصه اینارو نوشتم که بگم اگه تا حالا نرفتی ۱ بار بری دیگه مشتری میشی کلی خوش گذشت طبیعت بکر و خیلی قشنگی داره ۱ هفته ای هم رفتم همدان پیش یکی از دوستام که دانشجوی اونجاست با برف توی همدان هم خیلی حال میکنم. عاشق برف و بارونم خدایا مرسی ... تا ۲ هفته دیگه بای
|
|
+ نوشته شده در
86/12/04 توسط آنا
|
|
خیلی پست قبلی طولانی شد منم که زیاد از ادامه مطلب زدن تو 1 صفحه دیگه خوشم نمیاد
داشتم مینوشتم: این آقا که در مجموع خوب بود ولی من نتونستم قبولش کنم چه برسه ۱ نفر حتی نشه ظاهرشو تجمل کرد.البته خدایا منو ببخش ظاهر آدمها رو تو تعیین میکنی دست خودشون نیست ولی آدم حق انتخاب داره حالا باز دختر هایی که واسه شرایط بد مالی تن به یک رابطه بی علاقه و اجباری حالا چه دوستی چه ازدواج میدن باز میشه قبول کرد ولی من از آدمهایی که هیچ مشکل مالی هم ندارن ولی تن به ازدواج با یک مرد بد تیپ و... که توپست قبل نوشتم میدن تعجب میکنم نمیدونم شاید خوشبحال بعضی ها که میگن اینا ظواهره و عادی میشه و لی به نظر من آدم صبح که ار خواب بیدار میشه چشمش به اولین نفری که در روز میفته همسرشه حالا چه زن چه مرد نمی خوام وارد یکسری مسائل بشم من جنبه همه آدمهایی که میان اینجا رو نمیدونم.
بهر حال امیدوارم هیچوقت دیگه همچین کاری نکنم .هر چند من سو استفاده مالی ازش نمیکردم، که به راحتی میشد ولی شاید با عواطفش بازی میشد.نه حتما اینطوری میشد.
پ ن: باز چند تا مسئله باهم قاطی شد،شد دیگه چککار کنم( با لهجه بخون)
|
|
+ نوشته شده در
86/12/04 توسط آنا
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
می خوام درباره اینجا بنویسم واسه دومین بار
به زودی د: |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|